خرید بک لینک
برای «چالش کتابخوانی طاقچه» در بهمن کتابی درباره فرهنگ ژاپن با نام «ایکی گایی؛ رمز و راز ژاپنی ها برای زندگی شاد و طولانی» نوشته «هکتور گارسیا» و «فرانچسک میرالس» ترجمه «علی هداوند» را انتخاب کردم.ایکی گایی به چه معناست؟ایکی گایی که واژهای ژاپنی است، به فعالیت یا هر چیزی اشاره دارد که فرد نسبت به انجام آن شور و اشتیاق فراوان احساس میکند و در واقع هدف و معنای زندگی فرد است. بعضی افراد هر روز صبح چشمانشان را با علاقه و اشتیاق به انجام کاری باز میکنند، هنگام انجام آن متوجه گذشت زمان نمیشوند، و برای انجام مکرر آن فعالیت عشق و انگیزه دارند.ایکی گایی افراد با هم متفاوت است و هر کس باید ایکی گایی خود را بیابد یعنی آنچه به او شور و شوق زندگی می دهد. اما چرا یافتن ایکی گایی مهم است؟ نویسندگان در این کتاب که به دنبال راز عمر طولانی ژاپنیها هستند و متوجه میشوند «ایکی گایی» یکی از دلایل عمر طولانی است و چون تا زمان نوشتن این کتاب (2017) هیچ کتابی درباره این فلسفه به غرب راه نیافته بود، نویسندگان به این موضوع توجه ویژه دارند.روش تهیه محتوای کتاببعضی نکات در کتاب حاصل مطالعات اسناد از پیش موجود توسط نویسندگان است، اما بخش مهمی از کتاب را اطلاعاتی تشکیل میدهد که از سفر نویسندگان به جزیره اُکیناوا (Okinava) و اُگیمی (ogimi) در ژاپن به دست آمده است.«در جزیره اکیناوا 55/24 درصد مردم در هر 100 هزار نفر ساکنان آن طول عمری بیش از یکصد سال دارند که بیشتر از متوسط جهانی است». همچنین «در اگیمی ناحیهای روستایی که در شمال این جزیره واقع شده، سن امید به زندگی بسیار بالاتر است» (کتاب سال 2017 منتشر شده و احتمالا آمارها هم مربوط به همان زمان است).نویسندگان تلاش می کنند با سفر به این منطقه و مصاح

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 13:31

جملهای که در تیتر آمده، در صفحه نخست کتاب «راه داستان» به نقل از «سری آدوایاناندا» (که نمیدانم چه کسی است؛ ولی خود جمله را دوست دارم) ذکر شده. کتاب «راه داستان» نوشته خانم کاترین آن جونز و ترجمه آقای محمد گذرآبادی است. این کتاب را از برادرم امانت گرفتهام :) و آنچه در این گزارش میخوانید خلاصه گزینش شده من از فصل اول این کتاب درباره فن و روح نویسندگی است.نقاشی «طلوع آفتاب» از کلود مونه، به سال 1872چرا داستانها مهماند؟خانم جونز، نویسنده کتاب، جامعه معاصر را تکهتکه شده توصیف میکند. جامعهای که آدمهایش رابطهای با عالم معنا ندارند و از روحشان جدا شدهاند و دقیقاً به همین دلیل داستانها و نویسندگانشان مهماند چون کسی که میتواند پلی میان ماده و معنا بزند و این روح جدا شده را بازگرداند درامنویس یا نویسنده است.چه چیزی یک داستان خوب را میسازد؟پاسخ کوتاه خانم جونز این است: شخصیت.داستان شخصیتمحور، امکان همذات پنداری را میان مخاطب و شخصیتهای داستان فراهم میکند و مخاطب از این مسیر به درون یا پیرنگ داستان وارد و با آن راحتتر همراه میشود.داستان خود را چگونه انتخاب کنیم؟پاسخ به این سؤال برایم جذابترین بخش فصل اول کتاب بود؛ چون نیازمند نوعی خودشناسی است. خانم جونز متفاوت از سایر کتابهای داستاننویسی که خواندهام پاسخ میدهد. معمولاً در کتابها به نویسندگان (بهویژه تازهکارها) توصیه میشود درباره آن چیزی که آن را میشناسید بنویسید؛ مثلاً یادم است که آن لاموت در کتاب «پرنده به پرنده» نوشته بود از کودکیتان شروع کنید و هر چیزی را به یادتان میآید بنویسید، البته سبک بیشتر کارهای خانم لاموت زندگینامه است و شاید این نکته هم در توصیه ایشان بیتأثیر نبوده؛ اما خانم جونز میگوید چنی

برچسب: نویسنده: سام اسدیان تاريخ: يکشنبه 16 بهمن 1401 ساعت: 13:31

صفحه بندی